تشییع رهبر شهید، نمایش اقتدار ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در هر نظام سیاسی، مرگ رهبر عالی یکی از عمیقترین شوکهایی است که نظام حاکم میتواند تجربه کند. رهبر نه تنها دارای جایگاه قانونی است، بلکه وظایف چندوجهی نیز انجام میدهد که فراتر از تصمیمگیری است و شامل تولید معنا، شکلدهی هویت، مدیریت توازن قوا و تنظیم روابط داخلی و خارجی میشود. بنابراین، فقدان آنها قبل از اینکه خلأ سازمانی ایجاد کند، خلأ شناختی ایجاد میکند.
مراسم تشییع پیکر امام خامنهای (ره)، رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران را میتوان نمونهای بارز از فرآیند بازسازی نظام تلقی کرد
تجربه تاریخی نشان میدهد نظامهای سیاسی بزرگ، برخلاف برخی برداشتهای سنتی و آنطور که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در جنگ اخیرشان علیه ایران تصور میکردند، به این نوع شوک با فروپاشی فوری پاسخ نمیدهند. بلکه، آنها وارد فرآیند سازگاری پیچیده میشوند که به وسیله آن میکوشند خود را بازسازی و هم اعضای خود و دشمنانشان را متقاعد کنند که از دست دادن گره مرکزی به معنای فروپاشی کل شبکه نیست.
از این منظر، مراسم تشییع پیکر امام خامنهای (ره)، رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، را میتوان به عنوان نمونهای بارز از فرآیند بازسازی نظام و نه صرفاً به عنوان مراسم وداع با رهبری سیاسی تلقی کرد.
این آیین در سطح ظاهری، تشییع پیکر مردمی و رسمی بود، اما در سطح عمیقتر، فرآیند سیاسی و شناختی یکپارچهای با هدف دستیابی همزمان به تعدادی از اهداف بود.
نخستین هدف، جلوگیری از تصور خلاء قدرت است. نظام جمهوری اسلامی ایران توانست نشان دهد انتقال رهبری سریع و منظم شکل گرفته است، نهادهای دولتی به طور عادی کار میکنند و رهبر جدید همچنان فرماندهی شبکهای منسجم از مقامهای ارشد، چهرههای نظامی و رهبران مذهبی را برعهده دارد. پیام کلیدی در اینجا صرفاً این نیست که رهبر جدید، امام سیدمجتبی خامنهای (حفظه الله)، قدرت را به دست گرفته، بلکه این است حاکمیت متزلزل نشده است.
هدف دوم، تثبیت مشروعیت سیاسی و مذهبی است. تجمعات گسترده، سخنرانیها، نمادهای مذهبی و پوشش رسانهای عناصر جداگانهای نیستند، بلکه ابزارهای یکپارچهای برای تغییر شکل ادراک جمعی هستند. رویداد شهادت رهبر انقلاب اسلامی ایران به سرعت از ضعف نمایی به لحظهای طلایی برای بسیج نیروهای مردمی و از سوگواری به فرصتی برای تقویت هویت مشترک ملی و رفراندم سیاسی تبدیل میشود.
آیین باشکوه تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی این باور برخی نهادهای تصمیمگیر صهیونیستی و آمریکایی را از بین برد که جمهوری اسلامی ایران ضعیف و منفور است و مردم آرزوی سقوط آن را دارند. این همان چیزی است که رئیسجمهور آمریکا دیروز بیان کرد و گفت: وقتی دیدم مردم در مراسم تشییع پیکر رهبر ایران گریه میکنند، شگفتزده شدم. فکر میکردم از وی متنفرند.
بدرقه مردمی پیکر رهبر شهید انقلاب از چهار شهر بزرگ تصادفی نیست، بلکه پیامی هماهنگ و بزرگ دارد. تهران مرکز سیاسی، نظامی و اقتصادی دولت؛ قم مرکز حوزه علمیه و نماد مذهبی ایران است؛ نجف و کربلا مراکز نمادگرایی شیعه هستند که از مرزهای جغرافیایی فراتر میرود و در نهایت، تشییع پیکر در مشهد تأثیر عمیقی بر حافظه جمعی ایرانیان دارد و نشان دهنده تلاشی برای ترکیب مشروعیت نظام، نهاد مذهبی و نمادگرایی تاریخی در یک صحنه باشکوه هستند.
هدف سوم، بازتوزیع وظایف در شبکه تصمیمگیری است. یک رهبر فوتشده معمولاً چندین نقش برعهده داشت که انتقال آنها به فردی دیگر دشوار است. بنابراین، فرآیند بازتوزیع این وظایف در نهادها و سمتهای رهبری مختلف آغاز میشود و به شبکه اجازه میدهد بدون تکیه کامل بر گره واحد، به عملکرد خود ادامه دهد. در اینجا، موضوع دیگر جایگزینی یک نفر با نفر دیگر نیست، بلکه بازسازی روابط بین گرههای مختلف درون شبکه است.
هدف چهارم، شامل ارسال پیامهایی به خارج از کشور است که اهمیت آنها کمتر از پیامهای داخلی مراسم تشییع پیکر نیست و مهمترین آنها انسجام نهادی پس از انتقال رهبری است. نظامهای سیاسی میدانند دشمنان لحظات گذار را از نزدیک زیر نظر دارند و به دنبال نشانههایی از تفرقه، ضعف یا از دست دادن کنترل هستند. بنابراین، مراسم تشییع پیکر باشکوه به نمایش وحدت نهادی تبدیل میشود، اعلامی مبنی بر اینکه ظرفیت تصمیمگیری نظام بدون تغییر باقی مانده است و نهادهای آن به طور هماهنگ به کار خود ادامه میدهند.
رهبری جدید، پس از جنگ تحمیلی اخیر که به وسیله آمریکا و رژیم صهیونی به راه افتاد، میخواست نشان دهد ترور رهبر شهید انقلاب، به همراه فرماندهان کلیدی از ردههای اول و دوم به فروپاشی نظام منجر نشده، بلکه انسجام داخلی را تقویت کرده است و آیین تشییع پیکر را به نمایش قدرت و حتی به سلاح بازدارنده جدیدی تبدیل کرد که برخلاف شرطبندیهای رژیم صهیونیستی و آمریکا، وحدت ملی را نشان میدهد.
حتی این آیین باشکوه اوج وحدت میان سپاه پاسداران، دولت، ارتش، مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی، نهادهای مذهبی و سایر نهادهای تصمیمگیر ایران را نشان میدهد.
صحنههای باشکوه تهران منحصر به فرد است و ما را به یاد صحنههای مشابهی میاندازد که رژیم صهیونی رهبران رده نخست، دوم و سوم حزبالله، به رهبری سیدحسن نصرالله، دبیرکل مقاومت لبنان و حتی جانشینش را ترور کرد. همه پس از این ضربات دردناک، روی فروپاشی حزبالله شرط میبستند، اما از آنجا که حزبالله در تشکیل شبکه پیچیده و چندلایه موفق شده بود، به سرعت توانست صفوف خود را بازآرایی کند و در مدت کوتاهی ابتکار عمل را به دست گیرد.
این ثابت میکند بقای شبکهها فقط به قدرت رهبر بستگی ندارد، بلکه به توانایی مداوم آنها در سازگاری، بازتوزیع نقشها، تولید معنا و تبدیل بحرانها به فرصتهایی برای بازسازی خود بستگی دارد.
پنجمین هدف، اینکه جمهوری اسلامی ایران به وسیله نمایش قدرت تشییع پیکر به دنبال احیای محور متحدان و شرکا بود. مشارکت گسترده هیئتهایی از کشورها و جنبشهای متحد و نیز چهرههای مذهبی و سیاسی خارج از کشور، با هدف تأکید بر این بود که شبکه روابط منطقهای ایران با شهادت رهبر انقلاب از هم نپاشیده، بلکه هنوز قادر به بسیج فرا مرزی است. همچنین تلاشهای آمریکا پس از دههها تقلا برای تحمیل انزوای ایران، شکست خورده است. متحدان و رقبای ایران با وجود تماسهای شخصی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا با بسیاری از آنها برای منصرف کردن از شرکت در مراسم تشییع پیکر، به طور یکسان در مراسم شرکت کردند.
جمهوری اسلامی ایران به وسیله نمایش قدرت تشییع پیکر رهبر شهید به دنبال احیای محور متحدان و شرکا بود
مشارکت هیئتهای رسمی از بیش از ۵۰ کشور جهان، علاوه بر هیئتهای مردمی، با وجود محاصره، مرگ و میر، ویرانی، اهریمنسازی و تهدید به قرار دادن افراد در فهرست تحریمهای آمریکا، پیام مهمی نه تنها از سوی ایران به آمریکا و رژیم صهیونیستی، بلکه از سوی کسانی است که در این جنگ شرکت کردند. همچنین نشان میدهد جنگ تحمیلی اخیر، صبر و تحمل بسیاری از نظامهای سیاسی را که از نقض قوانین و هنجارهای بینالمللی به وسیله آمریکا و رژیم صهیونی و دستکاری امنیت و صلح جهان به ستوه آمدهاند، کاهش داده است.
در نهایت، آیینهای سیاسی صرفاً اعمال نمادین نیستند، بلکه ابزارهای سازگاری شبکهای عمیقی هستند. آنها اعتماد را بازتولید میکنند، به بازیگران تفسیری یکپارچه از رویدادها میدهند و گذشته، حال و آینده را در روایت واحد پیوند میدهند و در نتیجه بیثباتی ای را که پس از شوکهای بزرگ ایجاد میشود، کاهش میدهند.